سبد خرید شما خالی است
کتاب قصه های بترس برای بچه های نترس 1: اسکلت خون آشام
104126BK
شرایط پرداخت
ویژگی های توی توی
تضمین اصالت و سلامت کالاتمام کالا ها در توی توی از برند های معتبر تهیه و بصورت آکبند و سالم عرضه می شوند
ارسال فوری با انتخاب زمان تحویلارسال فوری سفارش با امکان انتخاب بازه زمانی تحویل کالا (تهران)
7 روز ضمانت بازگشتبازگشت کالا در صورت عدم استفاده از آن و در بسته بندی اصلی به مدت 7 روز
پرداخت در محلسادگی و تعدد روش های پرداخت در توی توی
تضمین قیمت کالاتضمین بهترین قیمت کالا در زمان عرضه
امکان خرید حضوریامکان مشاهده و خرید حضوری محصولات از شعب توی توی
لینک های مشابه
- تصاویر محصول
- معرفی محصول
- مشخصات محصول
- نظر خریداران
معرفی محصول
میدونی چرا خودم رو شکل اسکلت کردم؟!
اسکلتهای خونآشام، اتوبوسهایی که فقط مردهها رو سوار میکنند، هیولاهایی که دیکته میگن. جنهایی که توی متکا زندگی میکنند، زنهای قوزی، گرگینهها... از این چیزها میترسی؟ میترسی و میلرزی؟ میلرزی و خیس میشی؟ اگه فکر میکنی بچهی نَترسی هستی، بیا وسط! اگه دلت میخواد ترس رو توی داستان مزهمزه کنی، دلت رو بزن به دریا و بیا جلو! اگه دلت میخواد با موجودات عجیب و غریب و ترسناک آشنا بشی، این کتاب رو از توی قفسه بِکش بیرون و بخون!
به افتخار همهی بچههای نترس! جیغ و داد و هیولای بلند...
گزیدهای از کتاب:
یکدفعه چشمش به زنی افتاد که با چادری سفید رویش را محکم پوشانده بود. چشمهای زن برق میزد و بینی بزرگ و گُلیاش از صورتش بیرون زده بود. نرگس از ترس جیغ کشید، پایش لرزید و از بالای پلهها افتاد پایین. زن مثل سایهای شناور از کنارش گذشت و از پلهها بالا رفت. نرگس جیغ کشید: «تو کی هستی؟ کجا میری؟» و دستش را دراز کرد و چادر زن را گرفت و کشید. چادر روی زمین افتاد. هیچکس میان چادر نبود.
اسکلتهای خونآشام، اتوبوسهایی که فقط مردهها رو سوار میکنند، هیولاهایی که دیکته میگن. جنهایی که توی متکا زندگی میکنند، زنهای قوزی، گرگینهها... از این چیزها میترسی؟ میترسی و میلرزی؟ میلرزی و خیس میشی؟ اگه فکر میکنی بچهی نَترسی هستی، بیا وسط! اگه دلت میخواد ترس رو توی داستان مزهمزه کنی، دلت رو بزن به دریا و بیا جلو! اگه دلت میخواد با موجودات عجیب و غریب و ترسناک آشنا بشی، این کتاب رو از توی قفسه بِکش بیرون و بخون!
به افتخار همهی بچههای نترس! جیغ و داد و هیولای بلند...
گزیدهای از کتاب:
یکدفعه چشمش به زنی افتاد که با چادری سفید رویش را محکم پوشانده بود. چشمهای زن برق میزد و بینی بزرگ و گُلیاش از صورتش بیرون زده بود. نرگس از ترس جیغ کشید، پایش لرزید و از بالای پلهها افتاد پایین. زن مثل سایهای شناور از کنارش گذشت و از پلهها بالا رفت. نرگس جیغ کشید: «تو کی هستی؟ کجا میری؟» و دستش را دراز کرد و چادر زن را گرفت و کشید. چادر روی زمین افتاد. هیچکس میان چادر نبود.
فایل های پیوستی
مشخصات محصول
ایرانی بخریم؟:
مشخصات کتاب
موضوع:
نویسنده:
تصویرگر :
ناشر:
قطع:
تعداد صفحات:
152
گروه سنی:
مشخصات کلی
کد کالا:
104126BK
بارکد کالا:
9786222040437
وزن:
0.14 کیلوگرم
ابعاد بسته بندی (طول، عرض، ارتفاع):
18x14x0.8 سانتی متر
نظر خریداران
اولین نفری باشید که نظر می دهید
ورود با رمز ثابت
ورود با رمز یکبار مصرف