سبد خرید شما خالی است
کتاب داستان های دوقلوهای خل و چل 2: سوسک نجار، زین الدین زیدان و دختر شاه آهینون
87264BK
شرایط پرداخت
ویژگی های توی توی
تضمین اصالت و سلامت کالاتمام کالا ها در توی توی از برند های معتبر تهیه و بصورت آکبند و سالم عرضه می شوند
ارسال فوری با انتخاب زمان تحویلارسال فوری سفارش با امکان انتخاب بازه زمانی تحویل کالا (تهران)
7 روز ضمانت بازگشتبازگشت کالا در صورت عدم استفاده از آن و در بسته بندی اصلی به مدت 7 روز
پرداخت در محلسادگی و تعدد روش های پرداخت در توی توی
تضمین قیمت کالاتضمین بهترین قیمت کالا در زمان عرضه
امکان خرید حضوریامکان مشاهده و خرید حضوری محصولات از شعب توی توی
لینک های مشابه
- تصاویر محصول
- معرفی محصول
- مشخصات محصول
- نظر خریداران
معرفی محصول
یک کتاب بود که دوتا پسر دوقلو و مامانشان تویش زندگی میکردند. مامانشان اسمش تاریک بود. دوقلوها هم اسمهایشان شبیه هم. اسم یکی از قُلها بود خُل و اسم آن یکی قُل بود چِل. اینجوری بود که دوقلو شده بودند. خُل و چِل عاشق جنگولک بازی بودند، عاشق اختراع چیزهای به درد نخور، عاشق پرت و پلا گفتن، جَفَنگ بافتن، عاشق خرابکاری، عاشق خیال بافی. از این که آدم شده بودند هم، خیلی دلِ خوشی نداشتند. اگر عنکبوت بودند، میتوانستند تار بِتَنَند. اگر مگس بودند، ویزویز پرواز میکردند. اگر صندلی بودند کسی بود که رویشان بنشیند و اگر کتاب بودند، یکی آن ها را دست میگرفت و میخواند. راستی راستی آدم به چه درد میخورد؟ شاید اگر این کتابها را بخوانی، از لا به لای صفحهها بفهمی آدم بودن به چه درد میخورد. آیا چیز مهمی است یا نه؟ به قول خُل و چِل: "آدم هم نشدیم خیال ببافیم!"
گزیدهای از کتاب:
خل گفت: "اوه اوه! نگاه کن چل. چه رنجی اومد پیش ما. یه رنج خیلی گنده اومد. میبینی چه چشمهامون رو میسوزونه؟" چل سرفه کرد. شبیه وقتهایی که ماهی را با تیغ خورده بود و گفت: "آره خل. آره. توی گلومون هم رنج سوزشی اومده. میبینی دیگه هیچی و هیچی هوا نیست. فقط رنج سوزشی هست اینجا توی این ابر." و آنوقت همانطور که روی یک پا ایستاده بودند، چشمهایشان را بستند و سرفه کردند. دیگر هیچ کلمهای نمیتوانستند بگویند. همانطور روی یک پا شبیه لکلک ایستاده بودند و رنج میکشیدند.
گزیدهای از کتاب:
خل گفت: "اوه اوه! نگاه کن چل. چه رنجی اومد پیش ما. یه رنج خیلی گنده اومد. میبینی چه چشمهامون رو میسوزونه؟" چل سرفه کرد. شبیه وقتهایی که ماهی را با تیغ خورده بود و گفت: "آره خل. آره. توی گلومون هم رنج سوزشی اومده. میبینی دیگه هیچی و هیچی هوا نیست. فقط رنج سوزشی هست اینجا توی این ابر." و آنوقت همانطور که روی یک پا ایستاده بودند، چشمهایشان را بستند و سرفه کردند. دیگر هیچ کلمهای نمیتوانستند بگویند. همانطور روی یک پا شبیه لکلک ایستاده بودند و رنج میکشیدند.
فایل های پیوستی
مشخصات محصول
ایرانی بخریم؟:
مشخصات کتاب
موضوع:
نویسنده:
تصویرگر :
ناشر:
قطع:
تعداد صفحات:
159
گروه سنی:
مشخصات کلی
کد کالا:
87264BK
بارکد کالا:
9786008025931
وزن:
0.14 کیلوگرم
ابعاد بسته بندی (طول، عرض، ارتفاع):
18x14x0.7 سانتی متر
نظر خریداران
اولین نفری باشید که نظر می دهید
ورود با رمز ثابت
ورود با رمز یکبار مصرف