سبد خرید شما خالی است
کتاب داستان شهر دود
3123520BK
شرایط پرداخت
ویژگی های توی توی
تضمین اصالت و سلامت کالاتمام کالا ها در توی توی از برند های معتبر تهیه و بصورت آکبند و سالم عرضه می شوند
ارسال فوری با انتخاب زمان تحویلارسال فوری سفارش با امکان انتخاب بازه زمانی تحویل کالا (تهران)
7 روز ضمانت بازگشتبازگشت کالا در صورت عدم استفاده از آن و در بسته بندی اصلی به مدت 7 روز
پرداخت در محلسادگی و تعدد روش های پرداخت در توی توی
تضمین قیمت کالاتضمین بهترین قیمت کالا در زمان عرضه
امکان خرید حضوریامکان مشاهده و خرید حضوری محصولات از شعب توی توی
لینک های مشابه
- تصاویر محصول
- معرفی محصول
- مشخصات محصول
- نظر خریداران
معرفی محصول
ماندن یا رفتن، مسئله این است...
کاظم اصلاً قهرمان و قهرمان بازی و این ماجراجوییهای مسخرهی خیالی را دوست ندارد، ولی وقتی یک عالمه کلاغ سیاه میخواهند دوست صمیمیاش را بدزدند نمیتواند این پایش را روی آن پایش بیندازد و هیچ کاری نکند! میپرد وسط کلاغها و با آنها میرود به شهر دود و دنیای غیر آدمیزادی؛ جایی که یک جادوگر خشن و بدجنس بچههای زیادی را اسیر کرده است.
تو اگر جای کاظم بودی، دو تا پا داشتی و دو پا هم قرض میگرفتی و فرار میکردی یا میماندی تا جادوگر شهر دود هر بلایی خواست سرت بیاورد؟ فکر میکنم میماندی و با جادوگر بدجنس میجنگیدی! کاظم هم مثل تو تصمیم میگیرد تسلیم نشود و فرار نکند. او دوستان جدیدی پیدا میکند و ماجراهای عجیب و غریب و خطرناکی را پشت سر میگذارد...
گزیدهای از کتاب:
قلعه از دور شبیه گدای فلجی بود که یک دست و یک پایش از یک دست و یک پای دیگرش کوتاهتر بود. هیچ تقارنی نداشت. مثل کلاغها سیاهِ سیاه بود. یک برجش خیلی بلند بود، یک برجش خیلی کوتاه. یک دیوارش منحنی بود، یک دیوارش صاف. یک برجش ایوان داشت، یک برجش نداشت. این قلعهی عظیم به همهچیز شبیه بود، جز قلعههای توی فیلمها. کلاغها قلعه را دور زدند. قلعه انگار زنده بود. شبیهِ پیرزنهای جادوگرِ کارتونی بود؛ با قوز و عصا و سروصورتِ کج.
کاظم اصلاً قهرمان و قهرمان بازی و این ماجراجوییهای مسخرهی خیالی را دوست ندارد، ولی وقتی یک عالمه کلاغ سیاه میخواهند دوست صمیمیاش را بدزدند نمیتواند این پایش را روی آن پایش بیندازد و هیچ کاری نکند! میپرد وسط کلاغها و با آنها میرود به شهر دود و دنیای غیر آدمیزادی؛ جایی که یک جادوگر خشن و بدجنس بچههای زیادی را اسیر کرده است.
تو اگر جای کاظم بودی، دو تا پا داشتی و دو پا هم قرض میگرفتی و فرار میکردی یا میماندی تا جادوگر شهر دود هر بلایی خواست سرت بیاورد؟ فکر میکنم میماندی و با جادوگر بدجنس میجنگیدی! کاظم هم مثل تو تصمیم میگیرد تسلیم نشود و فرار نکند. او دوستان جدیدی پیدا میکند و ماجراهای عجیب و غریب و خطرناکی را پشت سر میگذارد...
گزیدهای از کتاب:
قلعه از دور شبیه گدای فلجی بود که یک دست و یک پایش از یک دست و یک پای دیگرش کوتاهتر بود. هیچ تقارنی نداشت. مثل کلاغها سیاهِ سیاه بود. یک برجش خیلی بلند بود، یک برجش خیلی کوتاه. یک دیوارش منحنی بود، یک دیوارش صاف. یک برجش ایوان داشت، یک برجش نداشت. این قلعهی عظیم به همهچیز شبیه بود، جز قلعههای توی فیلمها. کلاغها قلعه را دور زدند. قلعه انگار زنده بود. شبیهِ پیرزنهای جادوگرِ کارتونی بود؛ با قوز و عصا و سروصورتِ کج.
فایل های پیوستی
مشخصات محصول
ایرانی بخریم؟:
مشخصات کتاب
موضوع:
نویسنده:
تصویرگر :
ناشر:
قطع:
تعداد صفحات:
260
گروه سنی:
مشخصات کلی
کد کالا:
3123520BK
بارکد کالا:
9786222041366
وزن:
0.23 کیلوگرم
ابعاد بسته بندی (طول، عرض، ارتفاع):
18x14x1.5 سانتی متر
نظر خریداران
اولین نفری باشید که نظر می دهید
ورود با رمز ثابت
ورود با رمز یکبار مصرف